سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

495

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

عرضه كند » . آن مرد مىگويد پس از اين گفتگو وارد مسجد شدم و دو ركعت نماز خواندم و چون براى خواندن تشهد نشستم ، خواب چشمم را ربود ، مىگويد : در عالم خواب ديدم كه فرمود : اى برادر ! تو بندگان خدا را به خدا راهنمايى مىكنى ولى خود ، او را فراموش مىكنى ! از خواب بيدار شدم و در مسجد ماندم تا نماز عشاى دوم را خواندم ، كسى نزد من آمد به طورى كه مىديدمش پس مردى بود . . از طرف يكى از دوستانش چيزى كه او را كفايت كند و بىنياز نمايد به وى رسيد . چند دعا ( 1 ) از جمله دعاى امام صادق ( ع ) و لطفى كه به ابراهيم بن ادهم فرمود ، به اين عبارت است : « خداوندا تو ، بر اعمال من واقفى كه از روى جهل و خطا از من سر زده است پس اگر به خاطر آن مرا مجازات كنى من شايستهء آنم و تو حاجت مرا خوب مىدانى به لطف و رحمتت آن را برآورده ساز ! » در دم حاجتش برآورده شد . ( 2 ) و از آن جمله دعايى است كه شخصى كه در بند بوده از هاتفى شنيد و گفت و از بند نجات يافت و آن دعا اين است : « اى خدايى كه چشمها او را نبيند و در وهمها و پندارها نياميزد و در وصف وصف كنندگان نگنجد و چرت و خواب او را نربايد ، در امر من گشايش و راه خروجى قرار ده ، اى پناه پناه خواهان اى بخشنده‌ترين بخشايندگان » . سپس اين دعا را تكرار كرد تا اين كه خداوند به لطف خود او را رهايى بخشيد . يكى از راويان حديث مىگويد : او نيز در چنين بندى گرفتار آمد و اين دعا را خواند و از بند نجات يافت . ( 3 ) از جمله ، دعايى است كه مردى در حالى كه سوار كشتى بود آن را خواند و به دريا افتاد خداوند در اثر آن دعا او را نجات داد و دوباره به كشتى بازگرداند ؛ به اين ترتيب كه وى سه مرتبه گفت : يا حىّ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ « 1 » ، سرنشينان كشتى شنيدند كه مناديى ندا مىداد : لبّيك خوب پروردگارى را صدا زدى ! سپس از دريا جست و در كشتى نشست .

--> ( 1 ) اى زنده‌اى كه جز تو خدايى نيست .